بایگانی ماهانه: مرداد ۱۳۹۴

خانه   ۱۳۹۴   مرداد

سفرنامه یزد – قسمت سوم

blog-thumbnail

  سلام . از اینکه نتونستم زودتر بیام واقعا شرمندم و امشب هرطور شده بخش سوم رو کامل براتون تعریف میکنم و بعد میخوابم. قسمت دوم رو میتونید در اینجا بخونید .    ساعت حدود چهار عصر بود آفتاب همچنان وسطای آسمون و میتابید به خونه های خشتی و بهشون حسابی جون میداد . کوله به پشت با یه آهنگ کلاسیک سبک کانتری و قدم زنان به سمت مقصد اول , محله فهادان . میدونستم که محله فهادان از میدون امیر چخماق راه داره پس راه افتادم سمت امیر چخماق و چون فاصله زیادی نبود پیاده رفتم تا هم شهر و ببینم و هم برای شام بتونم یه رستوران پیدا کنم . […]

سفرنامه یزد – قسمت دوم

blog-thumbnail

  خوب الان که مینویسم باروتون نمیشه که داره بیرون طوفان میاد . نزدیک خونم در فاصله ۲۰ متری یه آتیش خفن رو آتیش نشانی داره خاموش میکنه و من اومدم که امشب بنویسم قسمت دوم رو و پوزش بابت تاخیرم . قسمت اول رو میتونید در اینجا ببینید.    رسیدم به یزد . یک فرودگاه ساده و نقلی . کلی واستادم تا بارام رسید و کوله رو برداشتم و جی پی اس تلفن رو هم روشن کردم که خودمو پیدا کنم و یواش یواش از سالن اومدم بیرون که بی شک میتونید حدس بزنید با چه صحنه ای روبرو شدم . سیلی از راننده تاکسی هایی که هر کدوم […]

سفرنامه یزد – قسمت اول

blog-thumbnail

سفرنامه یزد – قسمت اول   خوب اولین سفری که مینویسم ازش  و تجربیاتش رو با شما در میون میذارم سفر به یزد هست . یکی از بهترین شهر های ایران به نظر شخص من . جایی که اگر علاقه به تاریخ و خونه های تاریخی داشته باشی واقعا شگفت زده میشی.  میخوام قبل از اینکه سفرنامه رو شروع کنم یه سری اطلاعات کلی از راه های ورود به شهر , نوع هدف سفر که چطور بری و با کی بری , اخلاقیات , رسوم و … شهر و تو یک کلام یه بیوگرافی از یزد بدم. اول از همه این رو باید بدونید که شهر یزد مرکز استان یزد […]

چه همسفری داشته باشیم ؟!!

blog-thumbnail

چه همسفری داشته باشیم ؟!! اگر تا به الان به موضوع همسفر و انتخاب اون ها دقت نکردید یکی از مهمترین اصول سفر رو نادیده گرفتید چونکه همسفر خوب یکی از پایه های اصلی یه سفر توپه . و خدا اون روز رو نیاره که همسفری بد با شما باشه که با اخلاقیاتتون نمیسازه . آخ آخ آخ باید وقت بذاری , هزینه بذاری بعد لذتی که میخای رو نبری . برای من یکی دو باری پیش اومده این اتفاق که که خدا نصیب گرگ بیابون نکنه ? دفعه آخری که بدون فکر همسفر گروهی شدم یک نفر تو اون گروه که البته تقصیر خودشم نبود بحث این بود که […]

چرا کوله ؟!!

blog-thumbnail

چرا کوله ؟!! خوب میشه گفت سوال و پاسخ خوبیه برای شروع کار که اصلا چرا این کلمه رو برای نام این باطن وب سایت , ظاهر وبلاگ انتخاب کردم . دلیلش رو نمیدونم اگر راستشو بخام بنویسم من انسانی کوله باز هستم . از دوران کودکی هرکسی رو که کوله به پشت میدیدم خیلی حال میکردم و تو ذهنم یه آدم باحال حسابش میکردم . همیشه کیف مدرسم رو مدلی انتخاب میکردم که بیشتر شبیه کوله های باریک و ارتفاع دار باشه . بزرگتر که شدم دیدم نه من گویا به کوهنوردی علاقه مندم و این کوله در وجود ذاتیم بوده .  جدای این ها لذتی که در حمل […]